X
تبلیغات
رایتل

رسوایی

تاریخ : چهارشنبه 26 شهریور‌ماه سال 1393 در ساعت 09:00

وقتای بیقراری

چقدر راهه بین ما و اونی که باید کنارمون باشه .

اونی که کنارمون نباشه ، پمپاژ قلب کند میشه و با بودنش ضربان قلبمون و زندگی و زمان تند میشه .

انگار زمین و زمان قصد دارند زمان کوتاه شه . اونقدر که عشرت از یادمون بره .

راستی که ضربان زندگی از سحر به بعد چقدر سریعه .

چقدر اشک دلتنگی شیرینه .

واقعا شیرینه یا داغیم و حالیمون نیست .


بوی پاییز میاد .

بوی دلدادگی و برهنگی و عریانی .

راستی که این همه زیبایی تابستان با این عریانی پاییز در تناقضه .

چقدر چیزهای قشنگ دور و برمون با عریان شدن زشت میشن و چقدر زشتی ها که با عریانی زیبا !!!! .

نظرات (6)
تابستون تابستون تابستون
عجب تابستونی بود تابستونی که گذشت
و چه تابستانی به مِمُل گذشت
اما حاصلش اعتمادی شد ابدی
دوست خوبم:
سلام بر ممول .
خدا رو شکر که ثمره ی این تابستون ، برات خیلی خوب بوده .
دلنوشته قشنگی است. آفرین!
ضمنا با یک مطلب تازه منتظر قدوم شمایم.
دوست خوبم:
لطف دارید و ممنون .
من که همیشه خدمت میرسم .
شنیدن صدای قلب وقتی کنارته اونی که بودنش خود زندگیه قشنگترین صداست...
اشک دلتنگی شیرینه حتی اگه واسه دلتنگیت پایانی نباشه ، اشک دلتنگی تلخه حتی اگه واسه دلتنگیت پایانی باشه
شیرینه وقتی که داری کسانی رو واسه دلتنگیشون اشک بریزی
تلخه وقتی کسی که باید باشه نیست...
دوست خوبم:
کامنتت قابل تامل بود .
ممنون از حضور و نظرت .
سلام

پاییز که میرسه برام دو حس متضاد همزمان به وجود میاد حس عشق و حس نفرت که جمعشون دلتنگی شیرین و به ندرت تلخی برام ایجاد میکنه.. شایدم به قول شما به خاطر همون تناقض بین این دو فصل چسبیده به همه
دوست خوبم:
سلام .
پاییز رو من هم دوست دارم ، با همون حس گلوگیر عصرهاش .
واقعا نمیدونم شاید دلیلش همین تناقض باشه .
سلام
بوی پاییز بوی مهر
وفتی که با هم قاطی میشه بوی آشنایی رو به مشام میرسون که سالهاست با دل ما خو گرفته
بوی کودکی
بوی مدرسه
بوی خاطرات خوش گذشته
و بوی خوش روزهای اینده
دوست خوبم:
سلام
واقعا قشنگ گفتید .
وقتای بیقراری
چقدر راهه بین ما و اونی که باید کنارمون باشه
وقتای بیقراری و این همه تنهایی
.....
سلام و گل
دوست خوبم:
سلام
مرسی از حضورت .
چه حس دوگانه ییه توی وقتای بیقراری .
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.
Online User

کد آمارگیر