X
تبلیغات
رایتل

خداجون خدایی ت رو شکر

تاریخ : شنبه 18 بهمن‌ماه سال 1393 در ساعت 10:12

خدایی خدا رو شکر

تنهایی خودم رو عشقه

وقتی امروز تو یه پی ام ننه سرما با بوتاکس بهار جون شده بود ، خنده ام که نگرفت ، اشک هم ریختم . دوست داشتم ضجه بزنم و روم نشد .

خداییت رو شکر . ته این کوچه بن بست دسته عزاداری گیر کرده و داره با شور و حرارت ادامه میده ، عمریه دل خوش کردیم به بالاخره یی که صدای ساز و سرنا از کوچه ی ما هم بلند شه و دختر ترشیده ی محله ی ما هم عروس شه . 

خداجون نمیخوای قفل دهانت رو باز کنی و بگی کی توی کوچه ی ما عروسی میشه

نظرات (4)
اشکال نداره ، می تونید کامنت رو تو پیام خصوصی بذارید من خودم کپی می کنم تو قسمت نظرات
دوست خوبم:
باشه حتما
بلاخره تو کوچه شما هم عروسی می شه ، یادتونه ؟؟؟ اینو یه روز خودتون به من گفتید ...
دوست خوبم:
منتظر اون بالاخره هستم
دوست خوب هرکاری میکنم نمیتونم کامنت بگذارم برای پست آخرت .
ببخشید
کاش دست کنه تو جیبش و کلید رو برداره و قفلو باز کنه این اوس کریم مهربون...:))
دوست خوبم:
کاش
مرسی اومدی
آدم می مونه چی بگه!!!
:گل::گل:
دوست خوبم:
ممنونم از حضورت
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.
Online User

کد آمارگیر