X
تبلیغات
رایتل

بازی های کودکی

تاریخ : جمعه 24 بهمن‌ماه سال 1393 در ساعت 11:22

بچه بودیم نمیدونستیم چی به چیه و کی به کیه .

با هر چی دور و برمون بود حال میکردیم و میخندیدیم و بازی میپنداشتیمش .

اون روزها نمیدونستیم بازی کلاغ پر فقط واسه سرگرمی نیست .

نمدونستیم وقتی بزرگ بشیم ، تو بازی قایم موشک تا چشم بذاریم همه دوستامون دورمون رو خالی میکنند . امروز صبح کله سحر وقتی بابای حسین * زنگ زد باز فهمیدم بزرگای ما تو بازیها درسهایی بهمون دادند که باید حالا یه بار دیگه ، یه جور دیگه نگاهش کنیم .

حسین پرید و باز تو بازی قایم موشک تا چشم باز کردم دیدم کسی نیست .





* حسین خواهرزاده فهیمه بود که امروز پرید .

نظرات (6)
خدا ان شالله روحشون رو قرین آرامش کنه و به شما و خانواده عزیزشون هم صبر عنایت کنه
دوست خوبم:
ممنون و خدا رحمت کنه همه ی رفتگان رو
من باورم نمیشه نمیخوام باور کنم آقا مهدی
دوست خوبم:
خیلی چیزها هست که باور نمیکنیم ولی هست .
کاش این بزرگترین دروغ زندگیم بود .
آرزوی قلبیش بود.سه ساله این آرزو رو در دل داشت.فقط میتونم بگم یادش جگرم رو میسوزونه.حیف شد.حیف
دوست خوبم:
اخ که درست گفتی غریبه .
ولی اسم هم مینوشتی کمتر شناخته میشدی .
:ناراحت::ناراحت:
متاسفم :ناراحت:
دوست خوبم:
ممنونم از لطفت .
خدا رحمتش کنه، روحش شاد
دوست خوبم:
ممنون
خدا بیامرزه پدر شمارو
روحش شاد و یادش گرامی
خیلی خیلی متاسف شدم....
تسلیت میگم مهدی....:(((((
دوست خوبم:
ممنون از لطفت
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.
Online User

کد آمارگیر