-
درخواست عاجزانه
سهشنبه 27 فروردینماه سال 1392 14:39
در آستانه ی انتخابات هستیم و حساسیت موضوع باعث میشه تا خیلی از دوستان به طرفداری یا رد بعضی از افراد در وبلاگها کامنت بگذارند . من از کلیه دوستان میخواهم من و وبلاگم را وارد بازیهای اینچنینی نکنند .چراکه هیچ کامنت این چنینی را تایید نمیکنم .
-
یک اثر زیبا در ادبیات
دوشنبه 26 فروردینماه سال 1392 18:53
چند روز پیش برای بعضی از دوستان ایمیلی فرستادم که در آن یک شاهکار ادبی بود ماتریس متقارن ادبی. دوست عزیزی که برایش فرستادم پیشنهاد داد تا در وبلاگم این شعر زیبا را همراه راز شاهکار بودنش بیاورم که به رسم ادب شعر را میآورم : این شعر به صورت عمودی وافقی یک جور خوانده میشود (ماتریس متقارن ادبی) از چهره افروخته گل را...
-
شعر باباجون
دوشنبه 26 فروردینماه سال 1392 18:46
این هم یک شعر از پسرم صدرا در سن سه ونیم سالگی : بابای خوب و عزیزیم ، بابایی که با من بازی میکنی بابای خوبم بابایی که میشی گوسفند ، منم میشم گوساله مامانم ، میشه گرگ و شیر تو هم میشی تانک منم میشم بچه تانک
-
باز هم
دوشنبه 19 فروردینماه سال 1392 16:30
باز هم باران و ترانه و اشک و این دل بی قرار . باز هم کوچه و قرار و اقاقیا و این دل نامراد . بازهم من من و " دوستت دارم " و رفتن های پا به پا .
-
نوروز را چگونه گذراندم
شنبه 17 فروردینماه سال 1392 09:27
این چند روز از سال نو فرصتی بود تا فیلم های ندیده ی سال گذشته رو ببینم . فیلمهایی که توی سال گذشته خریده بودم و طی سال فرصت دیدنشون رو نداشتم . فیلمهایی مثل " جرم " و " بی خود و بی جهت " و " زندگی با چشمان بسته " . طبیعی بود که جرم رو دوست داشته باشم . اون هم با خلاقیتهای کیمیایی در سیاه...
-
راه حل
شنبه 10 فروردینماه سال 1392 11:10
یکشب سه نفر اشتباهی دستگیر میشن و در نهایت ناباوری به اعدام روی صندلی الکتریکی محکوم میشن.... نوبتِ نفر اول میشه که بشینه روی صندلی. وقتی میشینه میگه : من توی دانشگاه , رشته الهیات خوندم و به قدرت بی پایان خدا اعتقاد دارم .... میدونم که خدا نمیذاره آدم بیگناه مجازات بشه .... کلید برق رو میزنن ... ولی هیچ اتفاقی نمیفته...
-
اشک
شنبه 10 فروردینماه سال 1392 11:03
یاد تیتراژ سریال " شب دهم " افتادم که میگفت " کفر و ایمان چه بهم نزدیک است ." راستی که خیلی از چیزها هست که یک چیز است و در نقطه ی مقابل هم هستند . مثل اشک . اول سال نو نمیخواهم از غم بگم ولی اشک که نشانه غمه ، نشانه ی شادی هم هست . انشاا...سال نو همهی چشمها تر از شادی باشه .
-
آم...
چهارشنبه 7 فروردینماه سال 1392 10:15
نگاهت میکنم شاید نگاهم با دل نرمت در آمیزد .
-
روزهای های لایتی
چهارشنبه 7 فروردینماه سال 1392 10:09
یه روزهایی تو تقویم انگار بولد شده هستند . بعضی هم مثل نوروز و روز عاشورا واقعا بولد شده اند . آن هم دلیلش خاص بودن این ایام برای کلیه مردم کشور هست . به محض رسیدن تقویم به دستمون اولین کاری که میکنیم نگاه به روزهایی میندازیم که های لایت شده ی ذهنمونه . تقویم و روزها همه یکی هستند و این تفاوت بین روزها بسته به ذهن...
-
حسرت یک فریم
دوشنبه 5 فروردینماه سال 1392 12:32
خواستم برای احسان کامنت بگذارم که بنا به دلایل فنی نشد به همین دلیل این پست رو گذاشتم . دو سال پیش بود و مطابق رسم خانواده ی همسر ، سوم فروردین به خانه ی باجناقم رفتیم تا جشن تولد خواهر فهیمه را بگیریم ، اون سال با باقی سالها فرق داشت ، خدا بیامرز حال و روز خوبی نداشت . فهیمه خواست کیکی بگیریم . آخرهای شب رسیدیم . سر...
-
درخواست
یکشنبه 27 اسفندماه سال 1391 21:25
سلام از دوستان عزیزی که به تازگی با ایشان آشنا شدم در خواست دارم تا بعد از مطالعه داستاهای صدرا ( پسرم ) نظراتشون رو برایم بگذارند تا در تعطیلات نوروز کار جدید و جدی در این خصوص شروع کنیم . پیشاپیش از لطف دوستان سپاسگزارم . ارادتمند کلیه دوستان مهدی
-
خونه تکونی
شنبه 26 اسفندماه سال 1391 09:46
یاد اون روزها به خیر که آقاجون زنده بود . این موقعهای سال که میشد بعضی نوه ها برای خونه تکونی میرفتیم منزل آقاجون و شوخی کن و کار کن . نهار هم آبگوشت دست پخت خانمجون بود که حالی داشت که نگو . مرحوم خاله خانم که خاله ی مامانم بود و بچه نداشت و همسرش هم فوت کرده بود با آقاجون و خانمجون زندگی میکرد . پیرزن قدخمیده ی...
-
چهار شنبه سوری
سهشنبه 22 اسفندماه سال 1391 17:50
یادش بخیر . این روزها وقت خانه تکونی آدم به یه چیزهای قدیمی میرسه که میره به گذشته . گذشته و گذشتگان . این بار من با خواندن پست احسان به یاد مرحوم پدر بزرگ افتادم . پیرمرد شسته رفته ایی که عاشق امام حسین بود و حضرت عباس . آدم متدینی که هیچوقت و در هیچ شرایطی آهنگ و ریتم نمازش فرق نمیکرد .نمازش هنگام بمب بارون یادم هست...
-
بهانه ایی برای گریستن
سهشنبه 22 اسفندماه سال 1391 10:26
ابر دل تنگی تو تو کویر دل من وای اگر میبارید !!!
-
بیچاره ترانه
چهارشنبه 16 اسفندماه سال 1391 11:56
دیشب بارون میبارید و من و خانومی مجبور به یک سفر درون شهری و بدون دو طفل گریزپای مون ( صدرا و دینا ) شدیم . بارون میبارید و ابزار طرب داخل خودرو ، عاشقانه ایی از ستار پخش میکرد . بوی بارون ، ترانه اییه که هرکس فقط یک بار داستانهای عاششقانه رو تجربه کرده باشه ، تک تک مصرعهای کوتاهش رو با خواننده زمزمه میکنه . حالی...
-
ترازو
سهشنبه 15 اسفندماه سال 1391 14:46
عجیبه بالا سر مریض هرچی علائم بالینی آلارم شون بلندتر شه ، میل به زندگی مریض هم بیشتر میشه هرچی حال عمومی طرف وخیم تر شه ، طمع و تلاش ش هم برای زنده بودن بیشتر میشه . پاندول خوف و رجاء ، بیم و امید ، عجیب در حرکته . خدایا خیلی چیزها هست که جوابی براشون ندارم و خیلی از دلایل را نمیخواهم بدونم . فقط میدونم ترازوی تو...
-
شعری از پابلو نرودا
دوشنبه 14 اسفندماه سال 1391 09:20
چند روز پیش برای بعضی از دوستان شعری از " پابلو نرودا " ایمیل کردم و جالب بود که بعد از چهار پنج روز همان شعر توسط دوستی دیگر به دستم رسید . به نظرم این شعر از غنای خاصی برخوردار است و با وجودی که دوست ندارم وبلاگ کپی پیسی داشته باشم و مشتاق هستم مطالب خودم رو به اشتراک بگذارم ولی این شعر رو برای دوستان...
-
بی نشان
شنبه 12 اسفندماه سال 1391 10:21
مگر چقدر راه است میان ما و این همه عشق که این بار هم نیامدی .
-
یادمون باشه
چهارشنبه 9 اسفندماه سال 1391 12:08
یادمون باشه گول نخوریم . آینه اون چیزی که پشت سرماست را جلوی چشم ما نشون میده ، اون هم خیلی مواقع نزدیکتر . یادمون باشه گذشته ها گذشته . یادمون باشه امروز و فردامون رو خراب دیروزمون نکنیم . یادمون باشه
-
سنگینی سایه
یکشنبه 6 اسفندماه سال 1391 15:42
نمیدونم این حس منه یا حس دیگران هم هست ولی به دلایل مختلف از بیانش سرباز میزنند .وقتی پست جدیدی برای وبلاگت میگذاری و می بینی کسی نظر نمیگذازه یا افرادی که فکر میکنی باید نظر بدهند ولی نمیدهند یه مقدار به فکر میری . مطلب من مشکل داشته ؟؟ دوستان وبلاگی من با این پست حال نکردند ؟؟؟ من ازشون فاصله گرفته ام یا اونا دیگه...
-
خاطرات خیس
شنبه 5 اسفندماه سال 1391 16:33
از پشت پنجره خاطرات بارانی ام را تما شا می کنم خیس می شوند . خیس خیس خیس . دختری زیر باران راه میرود وچشمانی سخت آشفته به او می نگرد گل فروشی بیگانه گلهایش را حراج کرده است . پسری آنسوتر نامه ای را به آب می بخشد . شاعری هست هنوز که نه گل می چیند و نه بر روی چمن می خوابد . ............ پرده بر روی نظر می افتد . پنجره...
-
بدان
دوشنبه 30 بهمنماه سال 1391 18:10
بدان میان من و تو حرفها بسیار است . چه گویمت دهان بسته شب از نیمه گذشته و گزمه ها پشت در می خوانند . بدان هنوز از بوی عطر تو مست می شوم ولی هوا مسموم بوی باروت است . بدان میان من و تو فاصله ایی نیست . میان لبان خاموش تو و لبهای پر خروش من چقدر فاصله کوتاه است .
-
سراب
شنبه 28 بهمنماه سال 1391 11:05
چرایی نیست . دلم تنگ باران است . خسته ام از تکرار بی رمق آینه وار یک وهم توهم تلخ درخت سبز کنار یک برکه .
-
اشک
شنبه 21 بهمنماه سال 1391 15:38
دیرگاهیست که نه چتری به سر گرفته ام و نه بارانی به تن . آهسته گویمت : " نگاه ، آبستن آسمان است . "
-
اعتراف
شنبه 14 بهمنماه سال 1391 10:35
سلام ممنون از این همه لطف . سپاس از این همه بزرگواری . امروز بعد چهار روز سراغ وبلاگم اومدم . کامنتهای زیادی دیدم از دوستانی که چهره ایی نمیشناسم ، ولی از اسم و آدرس وبلاگ همدیگر رو می شناسیم و این مدت ارتباط عاطفی بین مون برقرار شده . البته دوستان آشنایانی هم بودند . منی که با این مقوله ( دنیای مجازی ) بیگانه بودم ،...
-
قشنگ مثل زندگی
شنبه 7 بهمنماه سال 1391 09:23
توضیح : برای درک درست از حس من لطفا مطلب آورده شده را با تبسم برلب بخوانید . - دیشب خواب دیدم مردم . - جدا . - آره . حس جالبی بود . - مرگ که حس جالبی نداره . - اتفاقا ; همه جا حضور داشتم . همه رو می دیدم و همه هم من رو می دیدند . به هر کی می گفتم من مردم ، کسی باور نمی کرد . جالبه که اون رو هم باور نمی کردند . حس...
-
کلام نا گفته
دوشنبه 2 بهمنماه سال 1391 15:54
دهان پر از هزار و یک کلام نا گفته با دوستت دارم خود را تهی از هرچه هست ، می کند .
-
یلدای بی سحر
یکشنبه 1 بهمنماه سال 1391 18:24
ای سبز ای نور جاوید دلم تنگ دستهای توست یلدای بی سحر ای یار ای یگانه ترین یار ای فراسوی ذهنهای بی رمق بمان پیشم تا حدیث کوچ را در سیاهی گور چال کنم .
-
نشانه
جمعه 29 دیماه سال 1391 21:19
شاید نشانه ایی باشد شاید بهایست شاید بهانه شاید هم دلتنگیست . میان باران و کوچه و برگ پاییزی پاکت سیگار و نیمکت خالی پارک و اشک چقدر فاصله کوتاه است . چه آه جانکاهیست . چتر کودکی ام باز نمی شود . طفلک بازیگوش در این هوای بی کسی بی تنفس است .
-
فاصله
چهارشنبه 27 دیماه سال 1391 10:02
وقتی شنیدم فاصله ها کم شده باور نکردم تا اینکه خودم به چشم دیدم . تو این آشفته بازار امروزی فاصله ی خیلی چیزها به اندازه یک حف شده . فاصله بودن و نبودن ، رفتن و نرفتن ، ماندن و نماندن ، داشتن و نداشتن ، عاشق ماندن و نماندن و خیلی چیزهای دیگه که اگر قرار به عنوانش باشه باید پستی گذاشت مثل سریالهای کره ای . آون قدیم که...