X
تبلیغات
رایتل

بانو

تاریخ : سه‌شنبه 21 بهمن‌ماه سال 1393 در ساعت 10:11

چقدر نزدیکیمون دوره 

چرا رویای ما شومه

چقدر این جغد میخونه

چرا پاییز میمونه


دلم دریا میخواد بانو

دوتا دست و دوتا پارو

ولی افسوس و صد افسوس

شدم پابند این زندون


چرا بارون نمی باره

چشام بارونی ؟ آره

دو چشم ترمه پوش تو

تو چشمام گل نمی کاره


دلم تنگه برا آغوش

مث طفلی بشم مدهوش

در گوشم بگی آروم

هزاران حرف نوشانوش


دلم دریا میخواد بانو

دو دست و دوتا پارو

نشستن های رویارو

غم دل رو کنی جارو







نظرات (4)
چه تلخ بود رفیق دلم بد گرفت...
دوست خوبم:
اگه میدونستم بعد این همه مدت که نبودی میای و این پست رو میخونی نمیگذاشتم تا دلت نگیره
درود بر شما
مدتیه درگیرم و وقن اومدن به وبلاگ دوستان از جمله شما رو ندارم .
با خوندن این سرودتون یاد شعر قایقی باید ساخت سهراب افتادم که گاهی واقعا دلمون یه قایق میخواد و رفتن به شهر پشت دریا ها
دوست خوبم:
امیدوارم درگیریهاتون همه از سر رضایت باشه
من دریا بودم جای شما خالی
آقا مهدی دوستِ من چرا اینطوری شدی شما؟:(
دوست خوبم:
احساس غریبیه ممول .
بذار شرحی ندمش
ترانه رو کامل یادتون اومد.واقعا خیلی قشنگه
دوست خوبم:
لطف دارید .
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.
Online User

کد آمارگیر